part 5
بعد از تموم شدن رقص، من و کایل از هم فاصله گرفتیم.
لیا: خب... ممنون که نذاشتی بیفتم.
کایل: خواهش میکنم.
لیا: ولی هنوز بهت اعتماد ندارم.
کایل: منم هنوز بهت اعتماد ندارم.
لیا: پس چرا داری لبخند میزنی؟
کایل: نمیدونم.
چند لحظه سکوت کردیم.
کایل: راستی... امشب قشنگ شدی.
لیا: ...
صورتم داغ شد.
لیا: تو... تو هم بد نیستی.
کایل: «بد نیستی»؟
لیا: آره. زیاد ذوق نکن.
کایل خندید.
بعد صدای موسیقی دوباره بلند شد و چند نفر برای رقص بعدی وسط تالار رفتن.
کایل: میخوای دوباره برقصیم؟
لیا: چی؟ نه!
کایل: چرا؟
لیا: چون این دفعه ممکنه واقعاً بیفتم!
کایل: این بار نمیذارم.
دستم رو گرفت.
این بار خودم دستم رو پس نکشیدم.
کایل آروم گفت:
کایل: پس... یه رقص دیگه؟
لبخند زدم.
لیا: فقط یکی.
و دوباره با هم وارد رقص شدیم.
اما این بار...
هیچکدوممون نمیخواستیم موسیقی تموم بشه. ♥️
لیا: خب... ممنون که نذاشتی بیفتم.
کایل: خواهش میکنم.
لیا: ولی هنوز بهت اعتماد ندارم.
کایل: منم هنوز بهت اعتماد ندارم.
لیا: پس چرا داری لبخند میزنی؟
کایل: نمیدونم.
چند لحظه سکوت کردیم.
کایل: راستی... امشب قشنگ شدی.
لیا: ...
صورتم داغ شد.
لیا: تو... تو هم بد نیستی.
کایل: «بد نیستی»؟
لیا: آره. زیاد ذوق نکن.
کایل خندید.
بعد صدای موسیقی دوباره بلند شد و چند نفر برای رقص بعدی وسط تالار رفتن.
کایل: میخوای دوباره برقصیم؟
لیا: چی؟ نه!
کایل: چرا؟
لیا: چون این دفعه ممکنه واقعاً بیفتم!
کایل: این بار نمیذارم.
دستم رو گرفت.
این بار خودم دستم رو پس نکشیدم.
کایل آروم گفت:
کایل: پس... یه رقص دیگه؟
لبخند زدم.
لیا: فقط یکی.
و دوباره با هم وارد رقص شدیم.
اما این بار...
هیچکدوممون نمیخواستیم موسیقی تموم بشه. ♥️
- ۱۰۷
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط